مّردم دیده ی ما قبله نماست

پدر زن عزیزم الآن در مکه است. هوایی شدم و ناغافل با این شعر ایرج میرزا مواجه شدم:
حاجیان رخت چو از مکه برند/ مدتی در عقب سر نگرند
تا به جایی که حرم در نظر است/ چشم حجاج به دنبال سر است
من هم از کوی تو گر بستم بار/ باز با کوی تو دارم سر و کار
چشم دل سوی تو دارم شب و روز/ چشم بر کوی تو دارم شب و روز
تو صنم قبله آمال منی/ چون کنم صرف نظر مال منی
روی رخشنده تو قبله ماست/ مّردم دیده ی ما قبله نماست
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۰ ساعت 19:53 توسط حامد
|