|

چهارشنبه هفته پيش بود كه دور هم جمع شده بوديم به صرف فرهنگ و البته يك قاچ هندوانه.
ديروز پاتوغچي پيام رساند عكسهاي پاتوغ را روي حلقه گذاشته است.
تا عكس را ديدم و ديدم كه خيلي كريه افتادهام اول تو دلم كلي غرغر كردم كه عزيزم آخه اين عكسو چرا انداختي. پاتوغچي عزيز چرا اينو گذاشتي؟
هفته پيش ترش بود كه عباس يه عكس هنگام غذا خوردن از من انداخته بود. اونم بد افتاده بودم( نتیجه اخلاقی این که به قول آسیدرحیم آدم خوش عکسی نیستم.)به زور دوربين رو گرفتم و پاك كردم.
به همينها فكر ميكردم كه همين جوريه همينجوري فكرم رفت جايي.
راستي اي كاش ميشد صحنههاي تلخ زندگي رو هم همونجوري با يه دكمه دلت پاك كرد.
صحنههايي كه به يادآوردنش تلخ هست.
اصلا يه چيز ديگه. گاها شده آدم تو زندگيش يه گناهي بكنه كه خيلي تو روحش تاثير گذاشته باشه. اما توبه چيزي شبيه همون دلت كردن هست. من ميدونم و خدا كه اونم نديده ميگيره.
اما اگه مثل اين عكسي كه دوست نداشتم از من ديده بشه، برا جماعت اون زشتي من عيان بشه اونوقت چي ميشه؟
راستي اگه همه ميدونستن كه تو درون من چيميگذره باز هم با من اينطوري رفتار ميكردن؟
علي(ع) يه بيان جالبي در اين مورد دارن: اللهم اغفر لي الذنوب اللتي تهتك العصم.
خدايا بر من گناهاني را ببخش كه آبرويم را ميريزند.
آب رفته رو نميشه به جوب بازگرداندهاااااا.
اما يه زيبا گفتارهم از يزرگترين روح پرستنده: خدايا به تو پناه ميبرم از گناهاني كه لذت آن گذراست اما بدبختي پس از آن مانا.
********************
چيز زيادي تا رفتنم نمونده. ساعتها برام به شماره افتاده تا به اولين خانهاي كه براي مردم بناشده برسم.
حتما قبل از رفتن يه پست ميذارم.
همه اونايي كه در بارش نظراتشان كه البته بيشتر خصوصي نوشتند و گفتند گفته هاشان را در ساكم گذاشته و با خود ببرم حتما مد نظرم خواهند بود.
ميلاد كوثر مبارك
یک پیشنهاد:آيا دختران ديگر زنده به گور نميشوند؟
|