تبليغاتX
::::بارانانه ::: :::::...

موضوعات وبلاگ
بارانانه
عارفانه
روز نوشت
نامه ها
عاقلانه
عاشقانه
شاعرانه
با حسین...
قرار فردا...
سپیدپوش سیه روی

::::::::::::::::::::::

در جهان دو جریان ولایت وجود دارد: یکی ولایت جریان حق یا ولایت الهیه و دیگری ولایت جریان باطل یا ولایت طاغوت. محور جریان ولایت الهیه وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل بیت معصومین علیهم السلام است و سپس انبیاء و اوصیاء به میزانی که نسبت به ولایت نبی مکرم اسلام و اهل بیت میثاق می دهند محال ولایت آنها می شوند. ان امرنا صعب مستصعب لا یحمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان. در نقطه مقابل اولیاء طاغوت محور جریان ولایت باطل هستند. خودشان ظلمات اند و همه جا را نیز ظلمانی می کنند. همان گونه که اولیای الهی تنزل نور الهی و مشکات هدایت الهی هستند در این سو هم اولیای طاغوت محور طغیان و سرکشی هستند و خیمه طغیان علیه خدا و اولیای او را بنیان گذاشته اند./ حجه الاسلام دکتر محمد مهدی میرباقری

 

صدای ساقی
.............
 

:::: در جست و جوي احرام ::::

اي خداي كعبه...بحق حضرت زهرا(س)

چهارسال پيش بود. در يك بحران به سر مي‌بردم. چيزي فراتر از بحران.

از همه جا بريده بودم. از خودم. از دوستان و خانواده. از دين.

دستمو گرفتن و درست بردن مريض خونه.

باور كنيد قصه سر هم نمي كنم.

دستمو گرفتن و بردن به حريم ياس.

بچه ها آمدند و گفتند كه قرار است دستهامونو روي هم بگذاريم و نمايشگاهي از مدينه عصرنبي بزنيم.

نمادهايي از مسجدالرسول، بازار مدينه، نخلستان علي(ع)، بيت الاحزان و خانه علي و فاطمه(عليها سلام)

ماكت‌ها رو مي ساختيم. دختري دنبال نعش مادري؛ همسري مويه كنان بر سر چاه و...

همه چيز به خوبي و خوشي تمام شد. به بهانه نوكري حضرت زهرا(ع) اذن پابوسي امام رضا(ع) را دادند تا مسافر مشهدش باشيم.

اولين سفر خارج از استاني‌ام بود.

قلم و كاغذ دستم بود و مي نوشتم. تصميم داشتم سفرنامه اولين سفرم رو بنويسم.

شيطنت‌ها دوستان، اطلاعات جغرافيايي، دلنوشته‌ها و...

پس از برگشتن از مشهد به همراه دوستان به فاصله دو روز دوباره به مشهد برگشتم. اين بار با خانواده.

سه سال متوالي هست كه نمايشگاه در حريم ياس برگزار مي شود و پس از نمايشگاه كاروان به سوي مشهدالرضا روانه مي شود. من سال گذشته نتونستم همسفر محبان حضرت زهرا(ع) باشم.

آن سفرنامه را كه گفتم باديدن آگهي جشنواره سفرنامه نويسي رضوي به دبيرخانه اش فرستادم.

پنج روزمانده بود به ميلاد امام رضا(ع). خسته داشتم از دانشگاه برميگشتم كه تلفن همراهم زنگ زد. تشريف بياريد اختتاميه جشنواره.

رفتم. داشتم از خوشحالي بال در ميآوردم. من نفر اول جشنواره بودم.

جايزش ميدونين چي بود؟ سفر حج.

به فاصله دو روز مسافر مشهد شديم تا شب ميلاد امام رضا(ع) مهمانش باشيم.

جايزه را دادند اما هزينه سفر حج.

مدتي بعد از آن ثبت نام عمره دانشجويي شروع شد. اما با همه نذر و نيازها نام من از قرعه بيرون نيومد.

چند هفته پيش بود كه گفتند سريع كارهايت را رو به راه كن.

ديروز گفتند مسافري.

دعايم كنيد.

در جست و جوي احرام هستم. كسي سراغ ندارد؟


::: :::

***********.......................***********

 

 

 

 

design:    near4morning@gmail.com