|

«گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند نيست و شريكى ندارد، كه اين امر بزرگى است كه اخلاص را تأويل آن و قلوب را متضمّن وصل آن ساخت، و در پيشگاه تفكر و انديشه شناخت آن را آسان نمود، خداوندى كه چشمها از ديدنش بازمانده، و زبانها از وصفش ناتوان، و اوهام و خيالات از درك او عاجز مىباشند. موجودات را خلق فرمود بدون آنكه از مادهاى موجود شوند، و آنها را پديد آورد بدون آنكه از قالبى تبعيّت كنند، آنها را به قدرت خويش ايجاد و به مشيّتش پديد آورد، بىآنكه در ساختن آنها نيازى داشته و در تصويرگرى آنها فائدهاى برايش وجود داشته باشد، جز تثبيت حكمتش و آگاهى بر طاعتش، واظهار قدرت خود،و شناسائى راه عبوديت و گرامى داشت دعوتش، آنگاه بر طاعتش پاداش و بر معصيتش عقاب مقرر داشت، تا بندگانش را از نقمتش بازدارد و آنان را بسوى بهشتش رهنمون گردد. »
چه زیبا از توحید گفتید بانو.
همانی که روزهایم را در فلسفه گذراندم تا آن را پیدا کنم.
اما مکتب خانه شماست کلاس درس توحید.
در زبان توحید را آنگونه زیبا تعریف می کنید که از منی که ادعای تفلسف دارم تا آن بنده ساده بفهمد که چیست. در عمل هم موحدید.
حامی ولایت هستی چون خود را موحد می دانی.
سینه ات را سپر حفظ اسلام می کنی چون موحدی.
جانم به فدایت مادر.
مادر گفتمت چون رخصت داده اند همه شیعیان مادر خطابت کنند.
مادر برای ما مشرکین مدرن از توحید بگو.
دعا کن حیات طیبه نصیب من از این همه زیستن در جست و جو باشد.
|