تبليغاتX
::::بارانانه ::: :::::...

موضوعات وبلاگ
بارانانه
عارفانه
روز نوشت
نامه ها
عاقلانه
عاشقانه
شاعرانه
با حسین...
قرار فردا...
سپیدپوش سیه روی

::::::::::::::::::::::

در جهان دو جریان ولایت وجود دارد: یکی ولایت جریان حق یا ولایت الهیه و دیگری ولایت جریان باطل یا ولایت طاغوت. محور جریان ولایت الهیه وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل بیت معصومین علیهم السلام است و سپس انبیاء و اوصیاء به میزانی که نسبت به ولایت نبی مکرم اسلام و اهل بیت میثاق می دهند محال ولایت آنها می شوند. ان امرنا صعب مستصعب لا یحمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان. در نقطه مقابل اولیاء طاغوت محور جریان ولایت باطل هستند. خودشان ظلمات اند و همه جا را نیز ظلمانی می کنند. همان گونه که اولیای الهی تنزل نور الهی و مشکات هدایت الهی هستند در این سو هم اولیای طاغوت محور طغیان و سرکشی هستند و خیمه طغیان علیه خدا و اولیای او را بنیان گذاشته اند./ حجه الاسلام دکتر محمد مهدی میرباقری

 

صدای ساقی
.............
 

:::: دین و رسانه- تقابل یا تفهم؟ ::::

 

خيلي‌ها را مي شناسم كه وقتي در كنارشان از كمرنگ شدن باورهاي ديني سخن مي گويي شروع به بد و بيراه گفتن به ويديو و ماهواره مي كنند. نه عوام دينداران بلكه قشري از فرهيختگان ديندار بر اين باورند كه رسانه‌هاي جديد تهديدي بر دين هستند.

استدلالشان اين است كه رواج مفاسد اجتماعي در ايران معاصر و كمرنگ شدن باورهاي ديني مردم با ورود ويديو در اواخر دهه60 و اوايل دهه70 و صد البته با پيدا شدن ديش‌هاي ماهواره بر پشت بام ها مقارن بود.

كسي كه با اين استدلال مواجه خواهد شد قطعا يكي از دو نتيجه فوق را خواهد گرفت:

1.دين و باورهاي ديني اين مردم آنقدر ضعيف و سطحي بود كه با آمدن يك ابزار از بين رفت و يا كمرنگ شد.

2. رسانه آنقدر قدرت دارد كه حتي مي تواند باور چند صد ساله را در مردمي كمرنگ كند.

با كمي تعمق هر دو نتيجه فوق را تاييد خواهيم كرد، هرچند به اختلاف قوت و ضعف.

اما آيا واقعا رسانه هاي جديد و به خصوص رسانه‌هاي ديجيتال تهديدي براي دين هستند؟ در نگاه اول با توجه به اين كه عموم اين رسانه‌ها در اختيار صاحبان انديشه سرمايه‌داري و  انسان مدارانه هستند؛ اين فرضيه تاييد خواهد شد، اما مثل همه تهديدها، مي‌شود اين تهديد را به فرصت تبديل كرد.

نبود رسانه‌هاي سريع و تاثيرگذار اصلي ترين عامل نرسيدن پيام اديان به سرزمين‌هاي دوردست و حوزه دين‌هاي ديگر در اغلب موارد بوده است. حال كه اين اسباب فراهم شده است، آيا نمي‌توان اين را فرصتي بزرگ براي دين تلقي كرد؟

فراهم آمدن ابزاري براي درك صحيح از دين و تعمق بخشيدن به باورهاي ديني در سريعترين وقت و راحت‌ترين شرايط مانند كتاب‌هاي ديجيتالي و اينترنت آيا فرصتي براي دين نيست؟

منبرهاي ديجيتالي جايگزين منبرهاي سنتي مي شوند. هر روحاني يك وبلاگ. رسانه‌اي كه مي تواند با آن سخنان خود را نه به گوش جمع محدودي در مسجد بلكه مليون‌ها نفر در سراسر جهان برساند.

امكان گفت و گو و بحث و حتي استفاده از مجربترين سخنرانان مذهبي با ابزارهاي ارتباطي نوين فراهم شده است.

اما با همه اين‌ها تاثيري كه گفت و شنودهاي چهره به چهره داشت، اين رسانه‌ها ندارند.

حجت الاسلام قرائتي را همه میشَناسيم. قديمي‌ترين برنامه تلويزيون ايران« درس‌هايي از قرآن» ايشان است. اين برنامه نمونه بارزي است از اين همه كه گفتم.

هنوز كه هنوز است با گذشت قريب به سه دهه از عمر اين برنامه، مخاطبان خاصي هستند كه هر هفته به تماشاي اين برنامه و آموختن آموزه هاي دين از تلويزيون مي نشينند.

اما خود آقاي قرائتي حال همه طلاب را به حضور در جمع‌هاي مردمي مي‌خواند و همان تبليغ چهره به چهره را مفيدفايده تر مي داند.منبرهاي سنتي را ترجيح مي‌دهد اما در كنار آن از منبر ديجيتالش كنار نمي‌جويد.

حوره‌ها در كنار رسائل و مكاسب وبلاگ نويسي هم درس مي‌‌دهد. حوزه‌ها در راه اندازي و صدلبته به روزرساني سايت‌هاي اينترنتي بر ديگري پيشي مي جويند. شبككه‌هاي ماهواره‌اي جهت نشر و معرفي دين راه مي‌افتد.

اما با اين همه غافل نباشيم كه همه اين ابزارهاي مدرن ارتباطي برآمده از دل مدرنيته هستند. انديشه‌اي كه انسان را براي انسان مي‌خواند. همه چيز را براي انسان، و انسان را براي خودش مي‌داند.

ابزارهاي سنتي دين مثمر ثمرتر است.

 


::: :::

***********.......................***********

 

 

 

 

design:    near4morning@gmail.com