|

ما را فريب داده اند.
ديده ايد به دست كودكي آب نبات مي دهند و او راضي ميشود طلاهايش را بدهد؟
او ارزش طلا را نمي داند، اما مي دهد براي يك لذت زود گذر.
ما را با صفر و يك ها فريب داده اند. عالم ديجيتال را به ما داده اند تا با آن سرگرم باشيم و نرويم پی اصالتمان.
نرويم پي پاسخ آن سوال ها.من كيستم؟از كجا آمده ام؟ به كجا آمده ام؟ چرا آمده ام؟ با كيستم؟ كجا مي روم؟
فريب داده اند ما را با يك گوشي تلفن همراه كه اگر لحظه اي همراهمان نباشد، فكر مي كنيم يكي از اعضاي حياتيمان نيست.
دستهامان را به موس و صفحه كليد گره زده اند تا كتاب در دست نگيريم. كتاب الله...
چشمهامان را به فيلم هاشان دوخته اند تا مغزهامان را تسخير كنند.
نشاندندمان روبروي تلويزيون تا مبادا در جست و جوي كلمه برآييم.
براي گشت و گذارهامان سواحل پر منظره را ساخته اند تا « فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبه الظالمين»( پس سير كنيد بر روي زمين پس ببينيد چگونه است عاقبت تكذيب كنندگان.) حتي يادمان هم نيافتد.
آزادي را براي ما در يك مجسمه خلاصه كرده اند تا رها شدن از بند خود را آزادي ندانيم.
به دستمان سنگ داده اند تا شيشه تقدساتمان را بشكنيم.
حال مناجات را مي فروشيم به پاساژگردي ها و پارتي ها.
زيبايي را با رنگ ها ميش ناسيم. اما يكي بود كه زيبايي را در بلا ديد.«ما رايت الا جميلا»
اين ها همه كار فرزندان دنياست.
دنيا ما را فريفته است .
و خدعتني الدنيا بغرورها
اما زبان حال من:
امام علي - سلام و درود خدا بر او بادا- شنيد مردي دنيا را نكوهش ميكند. در آن هنگام فرمود: اي نكوهنده دنيا كه فريفته شده نيرنگهايش و گول خورده دروغهايش هستي! فريفته دنيا ميشوي و در اين حال نكوهش ميكني؟! تو بايد بر دنيا دعوي جرم كني يا دنيا بر تو؟ چه وقت دنيا سرگردانت كرد و عقلت را ربود؟ يا چه وقت فريبت داد؟ به چه چيز تو را فريب داد؟ به گورها و مكان برخاك افتادن و پوسيده شدن پدرانت، يا به خوابگاه مادرانت در زير خاك! چه بسيار دردمند كه با پنجه هايت به آنان خدمت رساندي! چه بسيار بيمار، كه با دستهايت پرستاري كردي!برايشان شفا طلبيدي و از پزشكان دارويي خواستي كه درمانش كند. بامدادان، داروي تو آنان را از بيماري نجات نداد و گريه هايت به حال آنان سود نبخشيد و اضطراب و ترست از شفا نيافتنشان به حال هيچ يك فايدهاي نكرد. به خواسته هايت نرسيدي و با توانايي ات نتوانستي، بيماري را از آنان دور سازي. دنيا در آن بيماران، نفس و عاقبت تو را نشان داد. و با هلاكتگاه آنان، هلاكتگاه تو را به تصوير كشاند تا تو را پند دهد و از مغرور شدنت جلوگيري كند. دنيا سراي راستي است، براي كسي كه با آن راست باشد و به چشم سودجويي در آن ننگرد. و سراي عافيت، براي كسي كه پيام آن را درك كند. و سراي بينيازي، براي كسي كه از آن براي آخرت توشه بردارد. و سراي اندرز، براي كسي كه به پند آن گوش بسپارد. دنيا مسجد دوست داران خدا، مصلاي فرشتگان او، فرودگاه وحي او و تجارتگاه اولياي او است. اولياي خدا در دنيا به كسب رحمت پرداختند و به بهشت رابه سود بردند. چه كس است كه دنيا را نكوهش كند، با آن كه دنيا به زبان حال دور شدنش را از اهلش اعلام كرده و جداشدنش را ندا داده و به نابودي خود و اهلش خبر داده است. دنيا با بلاياي موجود در خود، نمونهاي از بلا را براي مردم تصوير كرد تا از بلاياي اخروي بهراسند و با شادمانيهاي موجود در خود، مردم را به شادماني مشتاق ساخت و شوق بهشت رفتن را در آنان پديد آورد. دنيا براي ايجاد اشتياق و ترس و براي بيم كردن و هشدار دادن به اهلش شب به عافيت گذشت و صبح دم به فاجعه آغاز كرد تا بفهماند كه احوال دنيا متفاوت است. ساعتي روي ميآورد و ديگر ساعت روي بر ميگرداند. مرداني بدكار در بامداد پشيماني، دنيا را نكوهش كنند به پندار آن كه دنيا موجب هلاكت آنان شد. و قومي ديگر به روز قيامت آن را بستايند كه دنيا تذكرشان داد، پس پذيرفتند و با آنان سخن گفت و تصديقش كردند وبه آنان پند داد، پس پند گرفتند. بنابراين، آن چه كه مذموم است مغرور شدن به دنيا و دل بستن به آن است. طوري كه آدمي از آخرت غافل شود و سرگرم دنيا گردد. اما خود دنيا با همه مواهبش و نيز با تمام حوادث و اتفاقاتش موهبت خداوندي است كه آدمي در آن عبرت ميآموزد و به سوي خدا حركت ميكند.
|