تبليغاتX
::::بارانانه ::: :::::...

موضوعات وبلاگ
بارانانه
عارفانه
روز نوشت
نامه ها
عاقلانه
عاشقانه
شاعرانه
با حسین...
قرار فردا...
سپیدپوش سیه روی

::::::::::::::::::::::

در جهان دو جریان ولایت وجود دارد: یکی ولایت جریان حق یا ولایت الهیه و دیگری ولایت جریان باطل یا ولایت طاغوت. محور جریان ولایت الهیه وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل بیت معصومین علیهم السلام است و سپس انبیاء و اوصیاء به میزانی که نسبت به ولایت نبی مکرم اسلام و اهل بیت میثاق می دهند محال ولایت آنها می شوند. ان امرنا صعب مستصعب لا یحمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان. در نقطه مقابل اولیاء طاغوت محور جریان ولایت باطل هستند. خودشان ظلمات اند و همه جا را نیز ظلمانی می کنند. همان گونه که اولیای الهی تنزل نور الهی و مشکات هدایت الهی هستند در این سو هم اولیای طاغوت محور طغیان و سرکشی هستند و خیمه طغیان علیه خدا و اولیای او را بنیان گذاشته اند./ حجه الاسلام دکتر محمد مهدی میرباقری

 

صدای ساقی
.............
 

:::: فزيبمان دادند ::::

فريبمان دادند...

ما را فريب داده اند.

ديده ايد به دست كودكي آب نبات مي دهند و او راضي مي‌شود طلاهايش را بدهد؟

او ارزش طلا را نمي داند، اما مي دهد براي يك لذت زود گذر.

ما را با صفر و يك ها فريب داده اند. عالم ديجيتال را به ما داده اند تا با آن سرگرم باشيم و نرويم پی اصالتمان.

نرويم پي پاسخ آن سوال ها.من كيستم؟از كجا آمده ام؟ به كجا آمده ام؟ چرا آمده ام؟ با كيستم؟ كجا مي روم؟

فريب داده اند ما را با يك گوشي تلفن همراه كه اگر لحظه اي همراهمان نباشد، فكر مي كنيم يكي از اعضاي حياتيمان نيست.

دستهامان را به موس و صفحه كليد گره زده اند تا كتاب در دست نگيريم. كتاب الله...

چشمهامان را به فيلم هاشان دوخته اند تا مغزهامان را تسخير كنند.

نشاندندمان روبروي تلويزيون تا مبادا در جست و جوي كلمه برآييم.

براي گشت و گذارهامان سواحل پر منظره را ساخته اند تا « فسيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبه الظالمين»( پس سير كنيد بر روي زمين پس ببينيد چگونه است عاقبت تكذيب كنندگان.) حتي يادمان هم نيافتد.

آزادي را براي ما در يك مجسمه خلاصه كرده اند تا رها شدن از بند خود را آزادي ندانيم.

به دستمان سنگ داده اند تا شيشه تقدساتمان را بشكنيم.

حال مناجات را مي فروشيم به پاساژگردي ها و پارتي ها.

زيبايي را با رنگ ها ميش ناسيم. اما يكي بود كه زيبايي را در بلا ديد.«ما رايت الا جميلا»

اين ها همه كار فرزندان دنياست. 

دنيا ما را فريفته است .

و خدعتني الدنيا بغرورها

اما زبان حال من:

امام علي - سلام و درود خدا بر او بادا- شنيد مردي دنيا را نكوهش مي‏كند. در آن هنگام فرمود:
اي نكوهنده دنيا كه فريفته شده نيرنگ‏هايش و گول خورده دروغ‏هايش هستي!
فريفته دنيا مي‏شوي و در اين حال نكوهش مي‏كني؟! تو بايد بر دنيا دعوي جرم كني يا دنيا بر تو؟ چه وقت دنيا سرگردانت كرد و عقلت را ربود؟ يا چه وقت فريبت داد؟ به چه چيز تو را فريب داد؟ به گورها و مكان برخاك افتادن و پوسيده شدن پدرانت، يا به خوابگاه مادرانت در زير خاك!
چه بسيار دردمند كه با پنجه هايت به آنان خدمت رساندي!
چه بسيار بيمار، كه با دست‏هايت پرستاري كردي!براي‏شان شفا طلبيدي و از پزشكان دارويي خواستي كه درمانش كند.
بامدادان، داروي تو آنان را از بيماري نجات نداد و گريه هايت به حال آنان سود نبخشيد و اضطراب و ترست از شفا نيافتنشان به حال هيچ يك فايده‏اي نكرد. به خواسته هايت نرسيدي و با توانايي ات نتوانستي، بيماري را از آنان دور سازي. دنيا در آن بيماران، نفس و عاقبت تو را نشان داد. و با هلاكتگاه آنان، هلاكتگاه تو را به تصوير كشاند تا تو را پند دهد و از مغرور شدنت جلوگيري كند.
دنيا سراي راستي است، براي كسي كه با آن راست باشد و به چشم سودجويي در آن ننگرد.
و سراي عافيت، براي كسي كه پيام آن را درك كند.
و سراي بي‏نيازي، براي كسي كه از آن براي آخرت توشه بردارد.
و سراي اندرز، براي كسي كه به پند آن گوش بسپارد.
دنيا مسجد دوست داران خدا، مصلاي فرشتگان او، فرودگاه وحي او و تجارتگاه اولياي او است. اولياي خدا در دنيا به كسب رحمت پرداختند و به بهشت رابه سود بردند.
چه كس است كه دنيا را نكوهش كند، با آن كه دنيا به زبان حال دور شدنش را از اهلش اعلام كرده و جداشدنش را ندا داده و به نابودي خود و اهلش خبر داده است.
دنيا با بلاياي موجود در خود، نمونه‏اي از بلا را براي مردم تصوير كرد تا از بلاياي اخروي بهراسند و با شادماني‏هاي موجود در خود، مردم را به شادماني مشتاق ساخت و شوق بهشت رفتن را در آنان پديد آورد.
دنيا براي ايجاد اشتياق و ترس و براي بيم كردن و هشدار دادن به اهلش شب به عافيت گذشت و صبح دم به فاجعه آغاز كرد تا بفهماند كه احوال دنيا متفاوت است. ساعتي روي مي‏آورد و ديگر ساعت روي بر مي‏گرداند.
مرداني بدكار در بامداد پشيماني، دنيا را نكوهش كنند به پندار آن كه دنيا موجب هلاكت آنان شد. و قومي ديگر به روز قيامت آن را بستايند كه دنيا تذكرشان داد، پس پذيرفتند و با آنان سخن گفت و تصديقش كردند وبه آنان پند داد، پس پند گرفتند.
بنابراين، آن چه كه مذموم است مغرور شدن به دنيا و دل بستن به آن است. طوري كه آدمي از آخرت غافل شود و سرگرم دنيا گردد. اما خود دنيا با همه مواهبش و نيز با تمام حوادث و اتفاقاتش موهبت خداوندي است كه آدمي در آن عبرت مي‏آموزد و به سوي خدا حركت مي‏كند.

 


::: :::

***********.......................***********

 

 

 

 

design:    near4morning@gmail.com