
خواب و معجزه
مجلس عزاداری تمام شده بود وهنگامه دعا بود. پس از ده مرتبه ذکر جلاله را سردادن رسیدیم به این که ائمه را به درگاه خدا شفیع بیاوریم. مداح( نمی گویم از آن مشهورترین ها) گفت: کسی در خواب دیده است که مردی نورانی او را مخاطب قرار داده و می گوید: از این پس بعد از آن پنج گوهر آل عبا نام حضرت ابالفضل(ع) را هم بگویید.
حضرت ابالفضل(ع) برای همه ما عزیز است. می دانیم که والاترین مقام را در بین همه شهدا دارد. اما قرار دادن نام او به عنوان ششمین فرد آل کسا آن هم به واسطه یک خواب گناهی است که اولین شاکی آن خود قمربنی هاشم خواهد بود.
اگر بخواهم درصد بگیریم از مداحی ها خواهیم دید که درصد بزرگی از این مداحی ها اختصاص به تعریف خواب ها دارند. خواب هایی که درصد صادقه بودنشان نامعلوم است.
خواب ها خواب نمایمان می کنند. حسین(ع) خود را به تیغ ها سپرد تا مگرخون مبارکش بر صورت به خواب رفتگان پاشیده شود و بیدار گردند.
مجالس عزای حسینی باید از خواب بیدار کنند؛ نه چونان لالایی تسکین گر خواب هایمان باشند.
معجزه تعریف می کنیم. فلانی مریض بود و امام حسین(ع) اینگونه شفا داد. به شفا ایمان دارم امام ذکر این معجزات نباید باعث تعطیلی عقل شوند.
سیدالشهدا همان روز عاشورا هم این قدرت را داشت. کافی بود اراده کند تا زمین و زمان برایش آب شوند. جنیان آماده بودند به کمکش بیاییند. اما انقلاب حسین انقلابی مبتنی بر عقل بود. او به خود اجازه نداد خارج از محدوده عقل و باورها کاری انجام دهد. قدم به قدم عاشورا پر است از استدلال عقلی. این است رمز ماندگاری مکتب حسین پس از 14قرن.
چه زیبا که «عقلانیت در عاشورا» ذکر مجالسمان باشند تا خواب و معجزه!!!