
تاریخی کردن عاشورا
می خواهند عاشورا را در یک حادثه تاریخی صرف خلاصه کنند. یک داستان مثل همه داستان ها و شاید افسانه های دیگر.
یک رمان تراژیک بسیار غمناک به نام عاشورا که همه اتفاقات آن در یک روز اتفاق می افتد و تمام می شود.
ظلم بزرگی است به درگاه باعظمت اباعبدالله الحسین(ع) که آرمان های والایش را در نظرمان یکسان بدانیم با قصه ها و اتفاقاتی که در گذشته اتفاق افتاده اند و تنها نقلشان پیش روی ماست.
برای کودک 6ماهه که تیر سه شعبه گلوی مبارکش را شکافت می گرییم اما بی تفاوت هستیم نسبت به کودکانی که هر وز نه با تیر سه شعبه که با بمب خوشه ای کشته می شوند. برای آسودگی وجدانمان هم که شده «مرا چه به سیاست» می گوییم و بی خیال.
با شور و حال تمام می گوید: در حدیث هست که «هرکس حسین را دوست بدارد خدا آتش جهنم را بر او حرام خواهد کرد.» من که عاشق اربابم هستم دیگر چه باک؟
فساد را در جامعه می بینیم اما عارمان می آید از امر به معروف و نهی از منکر. همان که اباعبدالله هدف نهضت خود اعلام کرد. جواب هم دارد:«مرا چه به فضولی؟»
در گرانفروشی و احتکار و کلاه سر دیگری گذاشتن از همدیگر پیشی می گیریم و یادمان رفته است که در شرع مقدس اسلام حتی اگر تکه ای از لباس نمازگزار غصبی- اعم از همه آن ها که برشمردم- باشد نمازش مقبول نیست. پیراهن سیاه اباعبدالله که جای خود دارد.
می شنویم و ناشنیده می گیریم که اباعبداله ظهر عاشورا هنگهام اذان، از همه چیز و همه کس فارغ شد و مشغول به راز و نیاز با آن صمد بی چگونه گشت. می شنویم و ناشنیده می گیریم که آن حضرت فرمود: «من عاشق نماز هستم.». روز عاشورایی یکی از همان ها که به حقیقت عاشورا رسیده بود دید که شورگرفتگان را شعور فراموش شده است. نزدیکتر رفت و وقت نماز را تذکر داد. در حالتی طلبکارانه پاسخ شنید: زمین و زمان خون می گریند و تو به فکر نماز هستی؟
اهداف قیام حسینی را بازشناسی کنیم. گریه هامان را هدف دار کنیم. اگر شرح این واقعه را به هر انسانی بگویی شروع به گریستن می کند که این مقتضای عاطفه انسانی است. چه بهتر که ما به حال خود گریه کنیم.
به این فکر کنیم که اگر اکنون عاشورا بود و جایی که پایمان را رویش گذاشته ایم کربلا-که طبق فرمایش امام صادق(ع) کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا- جزو کدام دسته بودیم؟
جزو آن هایی که رودروی امام زمانشان به جنگ برخواستند؟ یا جزو آن هایی که تاریکی شب را غنیمت شمردند و به زندگی بی طیبه خود بازگشتند؟
خوش به حال آنانی که در پشت سر امامشان می ایستند و در رکاب او می جنگند.