تبليغاتX
::::بارانانه ::: :::::...

موضوعات وبلاگ
بارانانه
عارفانه
روز نوشت
نامه ها
عاقلانه
عاشقانه
شاعرانه
با حسین...
قرار فردا...
سپیدپوش سیه روی

::::::::::::::::::::::

در جهان دو جریان ولایت وجود دارد: یکی ولایت جریان حق یا ولایت الهیه و دیگری ولایت جریان باطل یا ولایت طاغوت. محور جریان ولایت الهیه وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه و آله و اهل بیت معصومین علیهم السلام است و سپس انبیاء و اوصیاء به میزانی که نسبت به ولایت نبی مکرم اسلام و اهل بیت میثاق می دهند محال ولایت آنها می شوند. ان امرنا صعب مستصعب لا یحمله الا ملک مقرب او نبی مرسل او عبد امتحن الله قلبه للایمان. در نقطه مقابل اولیاء طاغوت محور جریان ولایت باطل هستند. خودشان ظلمات اند و همه جا را نیز ظلمانی می کنند. همان گونه که اولیای الهی تنزل نور الهی و مشکات هدایت الهی هستند در این سو هم اولیای طاغوت محور طغیان و سرکشی هستند و خیمه طغیان علیه خدا و اولیای او را بنیان گذاشته اند./ حجه الاسلام دکتر محمد مهدی میرباقری

 

صدای ساقی
.............
 

:::: تحریفات مدرن عاشورا4 ::::

تاریخی کردن عاشورا

 می خواهند عاشورا را در یک حادثه تاریخی صرف خلاصه کنند. یک داستان مثل همه داستان ها و شاید افسانه های دیگر.

یک رمان تراژیک بسیار غمناک به نام عاشورا که همه اتفاقات آن در یک روز اتفاق می افتد و تمام می شود.

ظلم بزرگی است به درگاه باعظمت اباعبدالله الحسین(ع) که آرمان های والایش را در نظرمان یکسان بدانیم با قصه ها و اتفاقاتی که در گذشته اتفاق افتاده اند و تنها نقلشان پیش روی ماست.

برای کودک 6ماهه که تیر سه شعبه گلوی مبارکش را شکافت می گرییم اما بی تفاوت هستیم نسبت به کودکانی که هر وز نه با تیر سه شعبه که با بمب خوشه ای کشته می شوند. برای آسودگی وجدانمان هم که شده «مرا چه به سیاست» می گوییم و بی خیال.

با شور و حال تمام می گوید: در حدیث هست که «هرکس حسین را دوست بدارد خدا آتش جهنم را بر او حرام خواهد کرد.» من که عاشق اربابم هستم دیگر چه باک؟

فساد را در جامعه می بینیم اما عارمان می آید از امر به معروف و نهی از منکر. همان که اباعبدالله هدف نهضت خود اعلام کرد. جواب هم دارد:«مرا چه به فضولی؟»

در گرانفروشی و احتکار و کلاه سر دیگری گذاشتن از همدیگر پیشی می گیریم و یادمان رفته است که در شرع مقدس اسلام حتی اگر تکه ای از لباس نمازگزار غصبی- اعم از همه آن ها که برشمردم- باشد نمازش مقبول نیست. پیراهن سیاه اباعبدالله که جای خود دارد.

می شنویم و ناشنیده می گیریم که اباعبداله ظهر عاشورا هنگهام اذان، از همه چیز و همه کس فارغ شد و مشغول به راز و نیاز با آن صمد بی چگونه گشت. می شنویم و ناشنیده می گیریم که آن حضرت فرمود: «من عاشق نماز هستم.». روز عاشورایی یکی از همان ها که به حقیقت عاشورا رسیده بود دید که شورگرفتگان را شعور فراموش شده است. نزدیکتر رفت و وقت نماز را تذکر داد. در حالتی طلبکارانه پاسخ شنید: زمین و زمان خون می گریند و تو به فکر نماز هستی؟

اهداف قیام حسینی را بازشناسی کنیم. گریه هامان را هدف دار کنیم. اگر شرح این واقعه را به هر انسانی بگویی شروع به گریستن می کند که این مقتضای عاطفه انسانی است. چه بهتر که ما به حال خود گریه کنیم.

به این فکر کنیم که اگر اکنون عاشورا بود و جایی که پایمان را رویش گذاشته ایم کربلا-که طبق فرمایش امام صادق(ع) کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا- جزو کدام دسته بودیم؟

جزو آن هایی که رودروی امام زمانشان به جنگ برخواستند؟ یا جزو آن هایی که تاریکی شب را غنیمت شمردند و به زندگی بی طیبه خود بازگشتند؟

خوش به حال آنانی که در پشت سر امامشان می ایستند و در رکاب او می جنگند.


::: :::

***********.......................***********

 

 

 

 

design:    near4morning@gmail.com