:::: امام محرومان :::: |
|

جایش بیش از همیشه خالی است. لبنان امروز، شیعه امروز، مسلمان امروز و جهان امروز بیش از هر روز دیگر او را می خواهند.
وقتی که به نمایندگی آیت الله بروجردی برای رهبری شیعیان جبل آمل- همان دیاری که آیت الله جبل آملی ها و شخصی چون علامه شریف الدین را تقدیم شیعه نموده- وارد لبنان شد، تا چندی تنها کاری که کرد این بود که روی جامعه لبنان مطالعه کرد. دید که عده ای که تنها قسمتی از جامعه لبنان هستند همه قدرت را برای خود خواسته اند. و قسمتی اعظم، محرومان آن جامعه هستند.
منشش در ورود به عالم سیاست که مقتضیاتش خشونت است، محبت دینی بود. سید قصه ما علاوه بر تحصیلات حوزوی در حوزه علمیه قم، فارغ التحصیل در رشته اقتصاد نیز بود و علاوه بر این یکی از موفق ترین شاگردان کلاس های فلسفه علامه طباطبایی بود.
با مجلس اعلای شیعیان لبنان آغاز کرد. نه، کافی نبود. این بار حرکه المحرومین را تاسیس کرد، که عضویتش اختصاص به شیعیان نداشت. سنیان و مسیحیانی هم پابرهنه بودند. با تاسیس شاخه نظامی این حرکت با نام امل(افواج المقاومه اللبنانیه) به جنگ گروه نا به حق حاکم لبنان رفت. دکتر مصطفی چمران، یار گرانقدرش بازوی او در امل بود. و آنگاه مظلوم ترین مردمان، سیلی خروشان شدند. جنگ های داخلی- که به تعبیر امام صدر جنگی که هیچ پیروزی نمی توانست داشته باشد- آغاز شد. شیعیان همیشه کوبیده شده لبنان، این بار خیلی حرف ها برای گفتن داشتند. آوازه اش آنقدر در لبنان پیچیده بود که برای حل مشکلات خیلی ها او را رئیس جمهور می خواستند. اما چشم هایی بودند که نمی خواستند آن روز را ببینند. نمی خواستند پرچم علی(ع) را بر بلندای این تکه از پیکره اسلام ببینند. ربودندش...
خیلی حرف است برای گفتن از کارهایش. از این که با همان رءفت اسلامی دختران جوان لبنان را با حجاب کردو همان دخترانی که باور کرده اند حجاب را و حاظر نمی شوند به هر قیمتی از خود جدا کنند. در لبنان حجاب اجبار قانونی ندارد اما... و این تنها بخشی ار ثمره تلاش اوست. حزب الله فرزندان معنوی او هستند. همان ها که موجبات عزت شیعه در دیوار به دیوار اسرائیل هستند. امام خمینی(ع) به ایشان می فرمایند: امیدوارم روزی همراه شما برویم و در قدس نماز بخوانیم... بیش از همیشه دلم بوی سیب می خواهد. دعا کنیم که به زودی زود عطر باغ های سیب را از عبایش ببوییم.
الیس الصبح بقریب...
|