
شاید تا به حال نام زیارت ناحیه مقدسه را شنیده باشید.
زيارت ناحيه مقدسه، خونگريه وسوگنامه ای است از سوی سبب اتصال زمین و آسمان. مرثيه فرزند پاک سیدالشهدا(ع) در مصائب ورنج هاى جدش در عاشورا. اين زيارت، ترسيم وتوصيف لحظه هاى شهادت اباعبدالله (ع)، غربت ومظلوميت اهل بيت (ع)،معتبرترين، مستندترين وبلندترين روضه اى است كه از زبان معصوم منتقم وخونخواه سيد شهيدان به ما رسيده است .
قسمت هایی از این زیارتنامه را با هم مرور می کنیم.
سلام
سلام بر آن كسى كه در نهان و آشكار خدا را اطاعت نمود. سلام بر آن كسى كه خداوند شفا را در خاكِ قبرِ او قرار داد . سلام بر آن كسى كه (محلِّ) اجابتِ دعا در زيرِ بارگاه اوست. سلام بر آن كسى كه امامان از نسل اويند. سلام بر فرزندِ خاتم پيامبران .سلام بر فرزند سرور جانشينان. سلام بر فرزند فاطمه زهراء(س).
سلام بر آنكه (حُرمَتِ) خيمه گاهش دريده شد.
سلام بر آن كسى كه فرشتگانِ آسمان بر او گريستند.
سلام بر آن گريبان هاى چـاك شده. سلام بر آن لب هاى خشكيده.
سلامِ آن كسى كه به حُرمتِ توآشناست، و درولايت ودوستىِ تومُخلص و بى ريا است وبه سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته و ازدشمنانت بيزاراست. سلام كسيكه قلبش ازمصيبت تو جريحه دار، و اشكش به هنگام ياد تو جارى است.
سلام كسي كه اگرباتودركربلا مى بود، باجانش(دربرابرِ)تيزىِ شمشيرها ازتو محافظت مى نمود و نيمه جانش رابه خاطرتو به دست مرگ مى سپرد و درركاب تو جهاد ميكرد.
صبح وشام بر تو مويِه ميكنم وبه جاى اشك براى توخون گريه ميكنم.
گواهی می دهم:
گواهی می دهم که تو در قضاوت و داورى بين ضعيف و قوى برابر حُكم مينمودى. تو بهار ِسر سبز ِيتيمان بودى. نگاهبان و حافظ مردم بودى، مايه عـزّت و سرافرازى اسلام، معدنِ احكام الهى،هم پيمان نيكى و احسان بودى. پوينده طريقه جدّ و پدرت و در سفارشات و وصايا همسانِ برادرت بودى. وفادار به پيمانها، داراى سجاياىِ پسنديده و باجود و كَرَمِ آشكار بودى.
تو براى پيامبر-كه درود خدا بر او و آل اوباد- فرزند،و براى قرآن پشتوانه، و براى امّتِ اسلام بازوى توانا، و در طاعتِ حقّ كوشا بودى.
و با تو ستيز آغازيدند، پس توبه جهت زدوخورد و پيكار،استوارشدى و لشكريان فاجر راخورد وآسيا نمودى و در گَرد وغُبار ِنبرد فرورفتى وچنان با ذوالفقار جنگيدى، كه گويا علىّ مرتضى هستى. پس چون تورابا قلبى مطمئن، بدون ترس وهراس يافتند،شرورِمكروحيله شان رابرتوبرافراشتند.
ولى توحسابگر(عمل خويش براى خدا)و صبوربودى. اززنان وفرزندانت دفاع وحمايت مينمودى، تا آنكه تورا از اسبِ سواری ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمين سقوط كردى، درحاليكه اسب ها تورابا سُم هاى خويش كوبيدند،وسركشان باشمشيرهاى تيزِشان برفرازت شدند.
واى براين سركشان گناهكار!،چه اينكه باكُشتنِ تواسلام را كُشتند.