
محرم1429 هجری هم از راه رسید، امام ما هنوز چشم به راه داریم. چشم به راه آن موعود تخلف ناپذیر الهی. سواری که جمعه ای از کعبه می آید.
پرچم خونخواهی حسین(ع) بر زمین است تا او بیاید.
گفته است که هر صبح و شام بر جدش می گرید. گفته است که اگر اشک چشمانش تمام شود خون می گرید. قربان چشمان اشکبار آن مسافر.
با خود به این فکر می کردم که مگر نه این است«کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»؟ پس ما رانیز عاشورایی است و کربلایی.
در آن دهمین روز از سال61هجری، تنها هفتاد و دو نفر ÷یدا شدند که امام زمانشان را بشناسند و به مرگ جاهلیت نمردند. همه آرزویم این است که نباشم از آنانی که در مقابل امام زمانشان می ایستند. نه. کافی نیست. نباشم از آنانی که تا دو قدمی سعادت آمدند اما تاریکی شب را مجال دانسته و به شقاوت بر گشتند.
و در مقابل این نبودن ها باشم از آنانی که در رکاب امام زمانشان شهید می شوند. اللهم اجعلنا من اعوانه و انصاره و شیعته و المستشهدین بین یدیه.